نگاهی به مجموعه شعر (( برهوت کاهی رنگ ))مینو نصرت

 

علیرضا عباسی " یکدیگری " 

                                

 

مجموعه شعر ((برهوت کاهی رنگ)) متشکل از 153 اثر مجموعه ای ست از سروده های مینو نصرت که در سال 1387 توسط نشرثالث به چاپ اول رسیده است.

این مجموعه شامل آثاری ست که با نگاهی کلی می توان اشتراک در معنا مداری و نزدیکی به سلامت نحوی و روانی موسیقایی را از آنها استنباط کرد و گرایش سروده ها به ژانر شعر کوتاه قابلیت ورود به دغدغه های مولف برگرفته از جهان بینی شاعرانه اش را به نحو قابل توجهی افزایش داده است .

وجود اندیشه ی خارج شده از وضعیت شخصی و قابل انطباق با خرد عمومی برای همذات پنداری و نیز امکان دریافت شاخصه های شعریت از برخی آثار مجموعه سطح توقع مخاطب را در جایگاه روبرو شدن با شاعری قرار می دهد که از قابلیت های  درونی ، اکتسابی و عمومی خاصی برخوردار است که ممکن است مربوط به تجربه های حسی ، زیستی و یا ذهنی وی باشند .

(اگرزلال بودم/اگرآسمان در من بود/سبویت را باکدام پرمی کردی؟/آب/آسمان/یامن/که گودالی بیشتر نیستم.)ص62

(بیا برهنه شویم /ویک فصل تمام/خیره به چشمان هم/بیاد بیاوریم/نسل منقرض شده مان را)ص85

معنا محوری قابل درک از آثار بر اثر نظام مندی عناصر ، انسجام در ساختار با حفظ یکدستی فضا و دریافت نشانه های دال و مدلولی رخ داده است و شیوه ی بیان مولف ، زبان را در خدمت معنا قرار داده است.

(نخستین رویای آدمی/غوطه ور شدن در برکه ای بود/که او اقیانوس اش می پنداشت/آخرین رویای آدمی/ فرو شدن در اقیانوسی است / که او برکه اش می پندارد)ص28

اگرچه معمولا در آثاری که به سادگی در زبان گرایش دارند و نیز ویژگی اندیشه گری در آنها از مرتبه ممتازی برخوردار است ، ممکن است با افت محسوسی در گسترش فضا ، سیالیت ذهن و آنیت های شاعرانه مواجه باشیم اما در مجموعه ی ((برهوت کاهی رنگ)) وجود عمق در تصاویر و گاهی تخیل نافذ در واقعیات به تشخص شعریت آثار روح تازه ای بخشیده و معمولا خواننده با فضایی استعاری نسبت به واقعیات قابل درکش روبروست.

(محکوم شده ام/به تکه ای خاک/آسمان/چه ابری/چه آبی/چاره ای جز سبز شدن ندارم)ص72

بدلیل گرایش سروده های این مجموعه به ژانر شعر کوتاه معمولا با استحکام قابل توجهی در وجه تلنگر و کشف در پایان بندی ها روبرو هستیم و عصاره ی معنایی در روند عمودی به پایان بندی ارجاع داده می شود که تیز هوشی و تجربه ی مولف امکان خروج از گرفتار شدن در نتیجه گیری را ایجاد کرده و تعلیق معنایی را برای خواننده محفوظ داشته است. 

وجود آشنا زدایی در برخی سطرها به زیبا شناختی هنری اثر کمک شایانی کرده اند.

(...تنگ ها به عادت هرساله/ آنقدر زنده می مانند/ تا ماهیان بشکنند.)ص43

در کنار ویژگی های برجسته ای که می تواند این مجموعه را به توفیق رسانده باشند و تا حدودی به آنها اشاره شد ، می توان با دقت نظر به آسیب پذیری های متوجه برخی آثار و کلیت آن اشاره کرد.

نکته ای که مربوط به کلیت مجموعه می باشد تفاوت فضای سروده ها به لحاظ برخورداری از نگاه تازه و عناصر نو می باشد ، اینکه تقدم تاخر سرایش آثار در چیدمان آنها در مجموعه قابل استنباط است ، به نظر می رسد که آثار آغازین مجموعه از پختگی بیشتری در تجربه و نگاه نوتری در پرداخت برخوردارند و با جلورفتن مجموعه ذهن مربوط به دوره های گذار مولف برجسته تر می شوند که از نشانه آن بکارگیری عناصر آرکائیک (شرحه شرحه،رکعت،چینه دان،هرم،کفایت،...) ، ترکیبات و تتابع اضافاتی هستند که حامل ذهنیت کلاسیک (نشان مهر سکوت، یوسف پیراهنم، سینه ریز جمله های صمیمی ، طلوع  صدایت،و...) نسبت به عمده ای از دیگر آثار در ابتدای مجموعه می باشند.

برای نمونه ای قیاس در فضا شعر به صفحه 40 و شعر صفحه 151 توجه کنیم:

(درحاشیه ی جهان ایستاده ام/به حادثه ی عظیمی که به من انجامید/طوری نگاه می کنم /که انگار در برابر چهارراه/ به ناپدید شدن/پرنده ای کوچک/زیر چرخ های تریلی.) ص40  ، شعری دارای ظرفیت های تصویری ، تخیلی و معنایی با نگاهی مدرن و عناصری امروزی.

(تا این موهای ریخته / بر شانه ها/ بوی لیلی دارند/واین چشم ها /بوی کبوتر/محال است/این مجنون عاقل شود.)ص 151 ، شعری دارای فضای کلیشه با نگاه کلاسیک و عناصر کهنه .

نکته ی قابل توجه دیگر در ابتدا و انتهای مجموعه ، قیاس تجربه در فضاهای ذهنی،عینی که به صمیمیت ارتباطی و دریافت زیبایی هنری کمک می کنند با تجربه های انتزاعی که به فضای معلق برمی خورند و خواننده چاره ای جز عبور ازآنها را ندارد، می باشد.

به شعر صفحه ی 102 و شعر صفحه ی 155 توجه کنیم:

(اگر پرنده بودم/ هرگز/ بر/ زمین/ فرود/ نمی آمدم.)ص 102 ، شعری دارای فضای عینی ملموس و دارای قابلیت تاویل در به چالش کشیدن تناضات در واقعیات.

(زیر رگبار بوسه هایت / یک جفت کبوتر چاهی / بهت زده /آسمان کبود را می نگرند/ آمده بودی / تا دهان سیب شاید/ بوی ما را بگیرد.) ص 155 ، شعری دارای سطرها و کلیت انتزاعی که به فضای معلق بر می خورد.

و آخرین نکته ی قابل ذکر در برخی آثار قابلیت فرود شعر می باشد که در مقاطع مختلف اثر احساس می شود  و گویی مولف در آنها قانع نشده و برای ادامه ی شعر کوشیده است و نیز در برخی آثار احساس می شود ، پایان بندی  صورت گرفته نیازی به پیش دادهای مولف و فضاسازی ما قبل خود ندارند.

شعر ص 15 می توانست در سطر (...همچنان که انتظار من ذائقه ی جهان را...) فرود مناسبی داشته باشد.

و شعر صفحه 49  بدون 3 سطر پایانی نیز به پایان بندی مناسبی  رسیده است.و یاشعرصفحه ی 125

دارای همین قابلیت می باشد.

در شعر صفحه ی 22 دو سطر پایانی زیبایی و قابلیت یک اثر کوتاه و کامل را در خود دارند.

(...هیچ کس برای گشودن پنجره / به زمستان نزدیک نمی شود.)

و یا پایان بندی شعر صفحه ی 27 (.../اینجا هیچ چیز جز / رنگ پیراهن تو و/ نام خیابان ها / عوض نمی شود.) ظرفیت های یک اثر کوتاه را بطور مستقل از بیش داده های اثر دارد.

در پایان باز هم به ظرفیت های تصویری ، خیالی و معنایی آثار در مجموعه ی ((برهوت کاهی رنگ )) و نیز تجربه ی شاعرانه ی مولف برای  خروج از وضعیت های شخصی در فضای رمانتیسم ،  اعتراضی و یا مفهومی بعنوان نکته ی قابل تحسینی اشاره و تاکید می شود و بهمین نسبت سطح توقع خوانندگان این مجموعه برای مجموعه های بعدی  خانم نصرت افزایش خواهد یافت.

 

 

/ 2 نظر / 23 بازدید
مهدی

سلام بلاگ خوبی داری .جالب بود .اگر مایل به تبادل لینک هستی منو فقط با نام *(`'·.¸* وبلاگی پر از داستان ها و عکس های عاشقانه *¸.· '´)* و بهم خبر بده تا لینک کنم شما رو با نامي كه دوست داري .باي

مهر

شعرهات همیشه بحث برانگیز بوده مینو جان . چرا که شاعری رفیق! جنگ یا بازی هر جور می خواهی بخوان اما من و این دیوار هنوز با هم کار داریم او چهره عوض می کند مدام و من با سری که دارم می روم توی دلش .. .. .. خنده ندارد !