-0-

دلم گرفته:
از تو ,که دیگر شما هم نیستی
از این واژگان
که چه خیس ؛ چه خشک
مانند مورچگان روی خطوطِ بی قرارِ ِ دویدن
صف می کشند و تیر باران
دلم گرفته :
از هر چه تصویِِِرِجهان در چشمانت که خط خطی ست
دوست دارم
با " دوستت دارم "
سخیف ترین انشا را بنویسم و به تعداد نفر ها تکثیر
دوست دارم
از تمام سر بالائی ها پائین بدوم
از همه ی سرازیری ها صعود
نه!
این حادثه دل به پایان نمی دهد
بویِ تو در تویِ دهلیزهای قدیمی دارد و
عطشی بی انتها
سیرم از هر چه سراب و سرود آب
آبی که ابر و ابروی تو را می نوشد
چونان عابری که عبایش را دریده
برهنه بر جاده ی رسوائی اش
رد انگشتانش را حک می کند


کوزه ام را می شکنم
تا آب بداند
هم قد تشنگی ام نمی شود .



********

از دوستانی که دوست دارند کتاب " حوا صدایم می زنند ؛ نام من لیلی ست . " را بخوانند تقاضا می کنم به آدرس های زیر مراجعه نمایند .
http://tonekamedical.asoon.com
http://www.jazma.org.com/.



















/ 39 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر صارمي

مينو سلام نیستت؟ سروده های قشنگ و صادقانه با خويشتو خوندم. شاد و ديرزی

مهردا فلاح

يک مشت واژه توی کاسه ريخته ام برايت... من خودمم خودم منم .. .. .. من نه منم ؟

نامه تنکا

درود بر بانوی شعر شهسوار. خوشحالم کردی از نظرت. چه ميتوان کرد غم هارا نيز خدا برای زيستن آفريد . بله هم رباعی وهم آن سروده ی سپيد سرشار از غم است. اما مايوس نيستم. برای خاطرم غم آفريدند(به قول مولانا بيدل) تابعد بدرود.

مهرداد فلاح

کبوتر با کبوتر باز با باز/ کند همجنس با همجنس پرواز اينو کی گفته؟! .. .. .. من جن زده ام انگار!

محسن رضوی

درود ! به غير از پي دي اف ما حاضريم در نمايشگاه جنب كتابمان 20 نسخه را برايتان به علاقه مندان عرضه كنيم . اين نمايشگاه كوچك جنبي يك طرح است براي حمايت از شاعران كه اميدوارم در تمام انجمن هاي ايران شكل بگيرد

ديدار

سلام با شما هم‌عقيده‌ام كه نوشته‌ايد: ”اين گونه نگاه به هم باعث می شود خواننده ميان ترديد و يقين مکثی طولانی کند.“ مطلب مورد اشاره‌ء شما، در پاسخ به يك نوجوان ادبي پر ادعا، كه از قضا خودش را ”شاعر“ هم مي‌داند نوشته شده بود. من در درشت‌نويسي، معمولا صبر مي‌كنم، و مي‌گذارم تا ”مدعي“ سر عقل بيايد، ولي اگر ديدم ”خيال“ دارد ”حوصلهء بحر مي‌پزد“، به مهارت‌هاي مهاركننده خودم متوسل مي‌شوم تا مدعياني كه به قول شما ”به تازگی شبيه يک بيماری در کل وبلاگها شيوع پيدا كرده“اند، سرجاي خودشان نشانده شوند. سرزنش شما كاملا به‌جاست، خودم هم خيلي سعي كردم تا گفت‌وگو در مدار دوستي و يكدلي جريان پيدا كند. اما دوره‌ي ما، دوره‌ي آدم‌هاي متوهمي است كه با چاپ چند ورق پاره در قالب نشر، برشان مي‌دارد كه شده‌اند پدر هر چه آدم حسابي است، و همه، تنها براي آن كه اسمي براي خودشان دست‌وپا كنند به تريج قبايشان برمي‌خورانند. روزگار غريبي است، قبول نداريد؟

۰۰۹۸

jedan ziba bod che roohiyeii afrain daria

۰۰۹۸

mino jan man in ketab ro nakhondam vali dar sadade peyda kardanesham bayad asemoni bashe

رضا

سلام! خوشحالم که با شاعر خوبی چون شما اشنا شدم. نان کتابتان هم زیباست. برقرار باشید!

بهاری

سلام کار خوبيه فقط کمی طولانی شده يعني بيشتر از يک فضا در کار وجود داره و این خوب جا نیفتاده به دوستانم اضافه شديد