" هیچ کس نمی تواند زیر درخت خرما گر دش کندو جزایش را نبیند ."


{لسینگ }



سردم شده
کنار تلفن دراز می شوم
گونه هایم به پنجره چسبیده اند
گوشها زنگ می زنند
گوشی را بر میدارم
خطوط منحنی ...... موازی اند ..........
زنی از زمستان اندام ام بر می خیزد
خاک را تا گلوی بذر ها با لا می کشد
و
آهسته
گهواره ام را تکان می دهد .

/ 0 نظر / 14 بازدید